<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>اقتصاد باثبات</title>
    <link>https://sedj.usb.ac.ir/</link>
    <description>اقتصاد باثبات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 01 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 01 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>برآورد نااطمینانی در شاخص‌های سلامت عمومی و ایمنی و تاثیر آن بر رشد اقتصادی ایران</title>
      <link>https://sedj.usb.ac.ir/article_9999.html</link>
      <description>نااطمینانی در شاخص‌های سلامت عمومی و ایمنی به‌عنوان یکی از ابعاد بی‌ثباتی نظام سلامت، می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای بر عملکرد اقتصاد کلان بر جای گذارد. پژوهش حاضر با هدف برآورد شاخص نااطمینانی در شاخص‌های سلامت عمومی و ایمنی ایران و تحلیل اثر غیرخطی آن بر رشد اقتصادی طی دوره ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۳ انجام شده است. بدین منظور، ابتدا با استفاده از مدل‌های گارچ، نااطمینانی در شش شاخص کلیدی شامل نرخ باروری، شیوع HIV، موارد بیماری سل، شیوع دیابت، شیوع سوءتغذیه و مرگ‌ومیر جاده‌ای استخراج و با روش میانگین‌گیری استاندارد شده، یک شاخص ترکیبی ساخته شد. سپس با بهره‌گیری از مدل خودرگرسیو با انتقال ملایم لجستیک (LSTR1) و با در نظر گرفتن شاخص نااطمینانی به‌عنوان متغیر آستانه، اثر غیرخطی این شاخص بر رشد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های مدل LSTR1 نشان داد که رابطه بین نااطمینانی سلامت و رشد اقتصادی در ایران وابسته به رژیم است. آستانه نااطمینانی 0/211 برآورد شد که بر اساس آن، رژیم پایین عمدتاً مربوط به سال‌های دهه ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ و رژیم بالا مربوط به دهه‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ است. کشش منفی نااطمینانی در رژیم پایین (-0/451) تقریباً دو برابر رژیم بالا (-0/228) است که نشان می‌دهد در شرایط نااطمینانی پایین، اثر نهایی آن بر رشد شدیدتر است. کیفیت نهادی، نیروی کار و سرمایه‌گذاری فیزیکی در هر دو رژیم اثر مثبت و معنادار دارند، اما مصرف دولت تنها در رژیم پایین اثربخش است. اثر منفی جمعیت مؤثر بر تولید سرانه نیز در هر دو رژیم تأیید شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر بازار کربن بر صنعت آهن و فولاد: مطالعه موردی ایران</title>
      <link>https://sedj.usb.ac.ir/article_9866.html</link>
      <description>فولاد یکی از صنایع اصلی منتشرکننده کربن و گازهای گلخانه‌ای است. ضرورت سیاست‌گذاری برای کاهش کربن موردتوجه جهانی است. تجارت انتشار کربن یک سیاست زیست‌محیطی مبتنی بر بازار و یک ساختار انگیزشی جایگزین است که برای ایجاد انگیزه کاهش انتشار با تحمیل هزینه کربن، طراحی و توصیه شده است. این سیاست از طریق تخصیص سهمیه‌های انتشار کربن به شرکت‌های تجاری و گنجاندن هزینه‌های خارجی آلودگی زیست‌محیطی در مکانیسم قیمت‌گذاری برای کاهش انتشار کربن عمل می‌کند.&#13;
این مطالعه، با استفاده از مدل GTAP-E-POWER پویا، تشکیل بازار کربن منطقه‌ای بین ایران و شرکای عمده تجاری آن (چین، هند، ترکیه و امارات متحده عربی) را طی دوره ۲۰۱۵ تا ۲۰۵۰ شبیه‌سازی و آثار آن را بر صنعت آهن و فولاد ارزیابی می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;نتایج برای ایران نشان می‌دهد که در افق ۲۰۵۰، به ترتیب انتشار کربن 46/49، تولید 4/9، صادرات 01/34 و واردات 34/2 درصد کاهش و قیمت 08/19 درصد افزایش می‌یابد. این نتایج بیانگر آن است که اجرای بازار کربن، علاوه بر کاهش قابل‌توجه انتشار کربن، تغییرات منفی در تولید، رقابت‌پذیری و تراز بازرگانی بخش فولاد ایران ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، واکنش دولت‌ها و بنگاه‌ها در قالب اتخاذ تصمیمات جبرانی و حمایتی از طریق سیاست‌های صنعتی (از جمله: مشوق‌های مالی و اعتباری، مالیاتی، فناورانه و توانمندسازی مهارتی) ضرورت دارد. این واکنش شرط لازم برای کاهش آثار منفی ناشی از این تحولات است. در این راستا ایجاد صندوق نوسازی فولاد سبز از درآمد بازار کربن، تسهیل واردات فناوری کم‌کربن، توسعه&amp;amp;shy;ی صنعت بازیافت فولاد در کنار اصلاح ساختار قیمت‌گذاری انرژی برای ایران توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اعتبار بانک مرکزی ایران در شرایط تورمی: رویکرد مبتنی بر رگرسیون بیزی</title>
      <link>https://sedj.usb.ac.ir/article_9698.html</link>
      <description>هدف این مطالعه، ارزیابی اعتبار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در تأثیرگذاری بر نرخ‌های بهره بلندمدت است. در این مطالعه، اعتبار بانک مرکزی به توانایی آن در کاهش نرخ بهره بلندمدت به‌عنوان نماینده انتظارات تورمی از طریق اعمال سیاست‌های پولی کوتاه‌مدت در شرایط تورمی اطلاق می‌شود. بدین منظور با استفاده از داده&amp;amp;shy;های ماهانه اسفند 1399 تا مهر 1404، یک الگوی رگرسیون بیزی با خطای t-Student &amp;amp;nbsp;برآورد شد و اثر سیاست پولی در هر دوره به‌صورت پسینی محاسبه گردید. شاخص اعتبار بر مبنای احتمال منفی‌بودن اثر سیاست بر نرخ بهره بلندمدت تعریف شد؛ به‌گونه‌ای که مقدار بالاتر نشان‌دهنده اطمینان بیشتر مدل نسبت به اثرگذاری مطلوب سیاست است.&#13;
نتایج نشان می‌دهد که اثر میانگین نرخ سیاستی بر انتظارات، معنادار اما کوچک، است. شاخص اعتبار در کل نمونه حدود ۰.۳۴ به دست آمد که بیانگر ضعف عمومی سیاست در کاهش نرخ بهره بلندمدت است. تفکیک رژیمی نشان می‌دهد که در دوره‌های انبساطی، شاخص اعتبار تقریباً صفر (۰٫۰۳) بوده و کاهش نرخ سیاستی در عمل به واکنش مطلوبی در انتظارات منجر نشده است. در دوره‌های انقباضی نیز مقدار شاخص حدود ۰٫۵ است؛ رقمی که بیانگر عدم قطعیت کامل نسبت به اثرگذاری سیاست و نبود شواهد قاطع درباره کاهش تغییر نرخ بهره بلندمدت پس از افزایش نرخ سیاستی است. در مجموع، این نتایج حاکی از آن است که بانک مرکزی در هدایت انتظارات تورمی، از اعتبار پایینی برخوردار بوده و پایداری لازم را در طول دوره مورد بررسی نداشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردی متدولوژیک برای محاسبه نوسانات نرخ ارز: رقابت چهار چارچوب GARCH، FIGARCH، Fourier-GARCH و نیمه ‌پارامتریک عقلانی</title>
      <link>https://sedj.usb.ac.ir/article_10003.html</link>
      <description>نوسانات نرخ ارز در ایران به دلیل ساختار واردات‌محور اقتصاد، وابستگی به درآمدهای نفتی و تکانه‌های تحریمی، از مهم‌ترین منابع بی‌ثباتی کلان اقتصادی و ریسک سیستماتیک محسوب می‌شود. با وجود گستردگی مطالعات پیشین، کمتر پژوهشی به مقایسه همزمان رویکردهای مبتنی بر حافظه بلندمدت، کنترل شکست‌های ساختاری و محدودیت‌های رفتاری کارگزاران پرداخته است. این پژوهش با هدف شناسایی دقیق‌ترین چارچوب تحلیلی برای محاسبه نوسانات نرخ ارز در ایران در بازه فروردین 1371 تا آذر 1404به مقایسه عملکرد چهار مدل GARCH، FIGARCH، Fourier-GARCH و مدل بی‌توجهی عقلانی با استفاده از داده‌های بازدهی نرخ ارز پرداخته شده است. ارزیابی عملکرد در دوره برون‌نمونه‌ای با معیارهای RMSE، MAE و MSE نشان داد که مدل بی‌توجهی عقلانی با کمترین میزان خطا، بهترین عملکرد پیش‌بینی را دارد. مدل FIGARCH وجود حافظه بلندمدت ( 648/0=d) را تأیید کرد، اما آزمون پایداری Nyblom نشان داد که این پارامترها در طول زمان ناپایدار هستند. مدل Fourier-GARCH نیز عملکرد بهتری نسبت به GARCH ساده داشت که نقش شکست‌های ساختاری را تأیید می‌کند. یافته اصلی پژوهش این است که ریشه اصلی پایداری نوسانات نرخ ارز در ایران، بیش از آنکه یک ویژگی آماری ثابت (حافظه بلندمدت ذاتی) باشد، ناشی از بی‌توجهی عقلانی، محدودیت ظرفیت پردازش اطلاعات و واکنش‌های نامتقارن کارگزاران به اخبار صعودی و نزولی است. سرعت بالای پردازش اطلاعات (2346/0 = &amp;amp;phi;) و منفی بودن شاخص نسبت نوسانات جهت‌دار نشان‌دهنده بازار رقابتی با اصلاح سریع انتظارات است. پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران پولی به جای تمرکز صرف بر ویژگی‌های آماری سری زمانی، مدیریت انتظارات و شفافیت اطلاعاتی را در اولویت قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رقابت‌پذیری استعدادها بر کیفیت زندگی</title>
      <link>https://sedj.usb.ac.ir/article_10004.html</link>
      <description>مطالعة حاضر به بررسی رابطة رقابت‌پذیری استعدادها و کیفیت زندگی می‌پردازد. زیرا ارتقای کیفیت زندگی، به‌عنوان یکی از اهداف اصلی سیاست‌های توسعه‌ای، وابسته به توانایی کشورها در بهره‌گیری مؤثر از سرمایه انسانی و ایجاد بستر مناسب برای پرورش و جذب استعدادها است. در این راستا، رابطه مذکور در 18 کشور در حال توسعه برتر از نظر تولید علم طی دوره 2023-2013 بررسی و برای ارتقای دقت نتایج و کاهش عدم قطعیت در مدل‌سازی، از رویکرد میانگین‌گیری بیزی از برآوردهای کلاسیک در قالب 7 حالت رگرسیونی استفاده شده‌است. همچنین سرمایه انسانی و فناوری اطلاعات به‌عنوان متغیرهای کنترلی لحاظ گردیده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد فناوری اطلاعات و سرمایه انسانی در تمامی معادلات اثر مثبت و معنادار بر کیفیت زندگی داشته‌اند. در میان اجزای رقابت‌پذیری استعدادها، توانمندسازی، جذب، رشد استعداد و مهارت‌های فنی‌و‌حرفه‌ای دارای ضرایب مثبت و احتمال شمول پسین بالا هستند که نشان‌دهنده پشتیبانی تجربی قوی از نقش آن‌ها در تبیین کیفیت زندگی است. در مقابل، نگهداشت استعدادها و مهارت‌های دانش جهانی احتمال شمول پسین پایین‌تری دارند و داده‌ها حمایت کافی برای اثرگذاری معنادار آن‌ها ارائه نمی‌کنند. همچنین مقایسه ضرایب میانگین بیانگر آن است که مهارت‌های فنی‌و‌حرفه‌ای بزرگ‌ترین ضریب میانگین را دارد و پس از آن شاخص کلی رقابت‌پذیری استعدادها، رشد، توانمندسازی و جذب استعداد قرار می‌گیرند. در میان متغیرهای کنترلی نیز، سرمایه انسانی دارای بزرگ‌ترین ضریب میانگین است. بر این اساس، توصیه می‌شود سیاست‌گذاران در کشورهای درحال‌توسعه با تقویت سرمایه انسانی، گسترش زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و بهبود سیاست‌های پرورش و جذب استعدادها، مسیر ارتقای کیفیت زندگی و رفاه پایدار را هموار سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی رشد اقتصادی با تأکید بر اثر متغیرهای اقلیمی دما و بارندگی با استفاده از رویکرد هیبریدی میانگین‌گیری بیزین و رگرسیون اسپلاین</title>
      <link>https://sedj.usb.ac.ir/article_10005.html</link>
      <description>رابطه میان تغییرات اقلیمی و رشد اقتصادی، به‌ویژه از مسیر متغیرهای دما و بارش، یکی از موضوعات مهم در اقتصاد رشد و اقتصاد محیط‌زیست است. شواهد تجربی نشان می‌دهد که اثر این متغیرها بر عملکرد اقتصادی غالباً خطی و یکنواخت نیست و استفاده از مدل‌های سنتی خطی می‌تواند به کاهش دقت برآورد و از دست رفتن بخشی از اطلاعات منجر شود. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، مدل‌سازی رشد اقتصادی با تأکید بر نقش متغیرهای اقلیمی دما و بارندگی، با استفاده از رویکرد ترکیبی میانگین‌گیری بیزین و رگرسیون اسپلاین پانلی است. این پژوهش از نوع اکتشافی بوده و ۵۷ کشور عضو سازمان همکاری اسلامی را طی دوره زمانی ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۳ بررسی می‌کند. در مرحله نخست، کاراترین روش مدل‌سازی از میان رویکردهای BMA، TVP-DMA، TVP-DMS و WALS انتخاب شد که نتایج پیش‌بینی درون‌نمونه‌ای، برتری روش میانگین‌گیری بیزین را تأیید کرد. بر اساس این روش، ۲۰ متغیر غیرشکننده مؤثر بر رشد اقتصادی شناسایی شدند که باز بودن اقتصاد مهم‌ترین آن‌ها بود. نتایج نشان داد متغیرهای اقلیمی بارش و تغییر دما، اگرچه در اولویت‌های پایین‌تر قرار دارند، اما اثری منفی و معنادار بر رشد اقتصادی دارند. در مرحله دوم، با استفاده از رگرسیون اسپلاین پانلی سه‌گره‌ای، تغییر شدت اثرگذاری متغیرها در رژیم‌های مختلف بررسی شد. یافته‌ها نشان داد برخلاف بسیاری از متغیرهای اقتصادی که الگوی U معکوس دارند، اثر منفی بارش و دما بر رشد اقتصادی در گره‌های متوالی تشدید می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
